اه
من چه جوری برم شهناز واسه لپ تاپ
وای خدا من لپ تاپ میخوام ولی حال ندارم
پروزه رو باید تا دو هفته دیگه ارائه بدم بد دردیه این بی کامپیوتری
من چه جوری برم شهناز واسه لپ تاپ
وای خدا من لپ تاپ میخوام ولی حال ندارم
پروزه رو باید تا دو هفته دیگه ارائه بدم بد دردیه این بی کامپیوتری
سلای
این روزا اصلا حال و حوصله هیچی رو ندارم چه برسه به اپ کردن
فقط دلم میخواد بگیرم بخوابم
راستی دیرور یک کرم برنز کننده گرفتم نیوا ۱۵۵۰۰ برم تستش کنم ببینم چی میشم
امروز برمیگردم برا ۴:۳۰ بلیط دارم
دیروز نصفه شبی نشستم همه پستام رو غیر از یکی دو تا که بهش اعتراض شده بود از ثبت موقت در اوردم
دلم واسه بچه ها خیلی تنگ شده میخوام برگردم
پیراهنت در باد تکان می خورد
این
تنها پرچمی ست که دوستش دارم...!
یکی به من بگه چرا عشق مرده چرا احساس مرده
چرا ارزش دخترا به قیافشون و ارزش پسرا به پولشونه
پس احساس چی؟تفاهم چی؟نگاه عاشقونه.خاطرات مشترک و اما عشق
عشق چی
داریم کجا میریم چرا ادمیت از بین رفته چرا دوست من میخواد با دوست پسرش بهم بزنه چون دوست پسرش میخواد خونه ۱۰۰ متری بگیره و اون خونه ۱۵۰-۲۰۰ متری میخواد با توجه به این که پسره وضع مالیش هم خونه چرا ما چشمون رو عشق بستیم
خوشحالم که هنوز حقیر نشدم هنوز ادمم
من هنوز انسانم و به خاطر انسان بودم خوشحال
من هم میتونم با پسرای پولدار دوست شم ولی من میدونم که ارزش ادما به پولشون نیست ارزش ادما به انسانیتشونه ارزش ادما به چیزهایی که برا گفتن تو ته قلبشون دارند ولی بیانش نمیکنند
در کنار قلب من قلب انسانی نبود
شاملو
اقا هیچی پا شدم اومدم هیچی هم با خودم نیاوردم هیچی هیچی ها البته اولین بار که تنها سفر میکنم یاد میگیرم
مانتوم یک گوشه اش پاره شد و مامان درستش کرد بعدشم شستش بوی گند میداد
و من بدون مانتو موندم مجبور شدم مانتوی مامان و بپوشم و برم بیرون مانتوش شیک هستشا منتها خیلی برام گشاده
هیچی دیگه مانتو مامان و پوشیدم و رفتم مانتو بگیرم هر مانتو فروشی رفتم فروشنده برگشت بهم گفت به سایز شما فقط این و این و این هستش منم شاکی شده بودم میگفتم خانوم اینا تن من میشن مانتوم خیلی برام گشاده فکر میکنید تنم نمیشه مانتوه برام خیلی گشاد بود منتها چون فرمش صاف بود سایز خودم نشون میداد همه فکر میکردند چاق شدم اوضاعی داریما
تازه ارزو رو هم دیدم برگشت بهم گفت چقدر چاق شدی خودشم با دستش نشون داد وای تو اون لحظه کارد بهم میزدی خونم در نمیومد
دیگه عمرا مانتوی مامان رو بپوشم عمرا
سلام
الان رسیدم خونه
وای اتاقم
وای حموم
وای اینترنت
وای مامی و بابا و داداشی
وای من چقدر این روزا از دست خودم راضیم دوباره همون دخترک شدم عاقل با شخصیت
من خوشحالم زیاد
دیروز تا ساعت ۵ صبح با یکی از بچه ها داشتم حرف میزدم
نتیجه:ساعت یک و نیم از خواب پا شدم
واااااااااااااااای
اینم اولین شب بیداری من بود حالا داشته باشید صبح چه جوری از خواب بلند شم
نباید تکرار کنم بد خواب بشم دیگه بیچاره شدم من ۱۲.۳۰ می خوابم